أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
455
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
توضيحات ص 56 ، س 3 : سورهء قريش / 1 - 2 : لِإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ : « براى ائتلاف قريش ، ائتلافشان در كوچيدنهاى زمستانه و تابستانه ، قريش » . گويند هاشم بن عبد مناف سفرهاى زمستانه و تابستانه معمول كرد . سفر تابستان به سوى يمن و سفر زمستان به جانب شام بود ، بدين طريق زندگانى مكه رونق گرفت و پيشرفت كامل حاصل كرد و در تمام عربستان اهميتى به سزا يافت و مركز آن به شمار رفت . اين اهميت و پيشرفت به فرزندان عبد مناف اجازه داد تا با همسايگان خود قراردادهاى دوستى و تجارى ببندند . هاشم بن عبد مناف با امپراطور روم و امير غسان قرار داد حسن جوار و دوستى بست و از امپراطور براى قريش اجازه گرفت كه در شام با امنيت خاطر سفر كنند ، عبد شمس نيز با نجاشى قرار داد تجارتى بست . نوفل و عبد المطلب با يمن قرار داد تجارتى منعقد ساختند . بدين طريق اهميت مكه فزونى يافت و ثروت آن زياد شد و مردمش در تجارت مهارت يافتند و كاروانهاى تجارى از هر سو به طرف مكه مىآمدند و در دو فصل سال از آنجا به نقاط ديگر سفر مىكردند . ص 60 ، س 4 : روايت است كه روزى پيامبر اسلام ( ص ) فرمودند : بهشت به سه تن از ياران من مشتاق است : على ( ع ) و عمار و بلال ؛ و به موجب روايت ديگر كه محتملا در مقابل روايت ذكر شده آمده ، پيامبر ( ص ) به ده ( 10 ) تن از ياران مژدهء بهشت داده بودند و اين ده تن كه به عشرهء مبشّره مشهور شدند ، در احاديث به اختلاف آمده و شيعه را در آن باب سخنهاست ، چنانچه در اصل صحاح هم عنوان مبشّره نيامده است ، ليكن كسانى كه نامشان در هر صورت جزء اين ده تن آمده عبارتند از : ابوبكر ، عمر ، عثمان ، على ، طلحه ، زبير ، عبد الرّحمن بن عوف ، سعد بن ابى وقاص ، ابو عبيدهء جراح و سعيد بن زيد . ص 64 ، س 4 : آدم و حوا پس از خوردن ميوهء ممنوعه از بهشت رانده شدند و سالها از يكديگر بىخبر و جويا در پى يكديگر زيستند ، آنگاه كه خداى عزّ و جل به آدم امر كرد به زيارت